محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
138
تفسير قرآن صفى على شاه
پس بدهيد ايشان را از آن و بگوئيد مر ايشان را گفتارى خوب ( 8 ) و بايد بترسند آنان كه اگر بگذارند از عقبشان فرزندان عاجز بيم خواهند داشت بر ايشان پس بايد بترسند از خدا و بايد بگويند گفتنى درست ( 9 ) بدرستى كه آنان كه ميخورند مالهاى يتيمان را بستم نميخورند در شكمهاى خود مگر آتش را و به زودى انداخته ميشوند در آتش سوزان ( 10 ) در بيان احكام ميراث نوبت آمد تا كه از ميراث و مال * شرح سازيم از نساء و از رجال رسم بود از جاهليت در عرب * كه زن از ميراث ماندى خشك لب گر چه بد ميراث افزون در بسيج * بر زن و كودك نميدادند هيچ مال گفتند آن برد كه با عدو * ميتواند كرد نيرو رو برو تا زمان هجرت اين حكم عجب * همچنين ميبود جارى در عرب تا زن اوس بن ثابت بر رسول * روزى آمد مرده شوهر بس ملول گفت رفت از دار دنيا شوهرم * مانده سه دختر مر از او در حرم من بسى مسكين و او بس مالدار * مىبرند اموال او خويش و تبار خواست ايشان را نبى گفتند زود * آنچه اندر جاهليت رسم بود گفت باشد تا رسد فرمان حق * آمد اين آيت بنفى ما سبق هست مردان را ز مال والدين * بهره كوچك يا بزرگ از فرض عين همچنين خويشانش از برنا و پير * هم بناتش از كبير و از صغير مرد و زن باشند يك جا بهرهور * بيش يا كم هر چه مانده است از پدر اين فريضه باشد از حق در نصيب * فرض يعنى بر بعيد و بر قريب آمد اين آيت چو بر خير البشر * كرد در دم آن جماعت را خبر كاين چنين شد حكم ناريد ار عبوس * جمع سازيد آنچه هست اموال اوس تا رسد حكم دگر در قسمتش * هر كه حقّ خود برد از نسبتش ور شود حاضر بقسمت ز اقربا * وز يتيمان و مساكين بر شما پس دهيد آن جمله را چيزى ازو * سويشان آريد گفتارى نكو يعنى از آنها كه ذى حق نيستند * وارث ميّت بمطلق نيستند بهره گر بدهيد ايشان را بجاست * وين بعنوان تصدق يا عطاست گفتهاند اين بود واجب در نخست * ليك اين با نظم كل نايد درست بلكه اين بر محض تأكيد از حق است * بر مساكين فضل و جود اليق است نه كه واجب بود و شد نسخ اين خطاب * همچنين باقيست تا يوم الحساب باقى امّا نى بوجه واجب است * بل چو واجب محكمست و غالب است بايد از اولاد خود دارند بيم * كه شوند از بعد ايشان چون يتيم گر كه ميترسيد ز ايشان بعد مرگ * ناتوان مانند و هم بيعيش و برگ در چنين بزمى اگر وارد شوند * شادمان گردند يا آيس روند هر چه بر اولاد خود خواهيد آن * هم كنيد آن بر يتيم ديگران گر كه نپسنديدشان خوار و حقير * پس بخوارى ننگريد اندر فقير گر ز حق ترسيد وان روز شديد * بر يتيم آييد با قولى سديد وانكه اموال يتيمان از ستم * مىخورد نار است او را در شكم اندر آيد زود در نار سعير * وان تكافى باشد او را ناگزير [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 11 تا 14 ] يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً ( 11 ) وَ لَكُمْ نِصْفُ ما تَرَكَ أَزْواجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِها أَوْ دَيْنٍ وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِها أَوْ دَيْنٍ وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصى بِها أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ ( 12 ) تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ( 13 ) وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهِينٌ ( 14 ) ميفرمايد شما را خدا در اولادتان از براى مذكر مانند بهرهء دو مؤنث پس اگر باشند زنان فوق دو تا پس براى آنهاست دو ثلث آنچه را گذاشتند و اگر باشد يكى پس از براى اوست نصف و مر والدينش را از براى هر يك از ايشان شش يك از آنچه گذاشتند اگر باشد مر او را فرزندى پس اگر نباشد مر او را فرزندى و ميراث برند از او والدينش پس مادر او را باشد سه يك پس اگر باشد مر او را برادران مر مادر او راست شش يك از بعد وصيتى كه وصيت مىكند به آن يا دينى پدران شما و پسران شما نميدانيد كدامشان نزديكترند مر شما را از راه نفع